بهــارخواب

ناخواسته

يكشنبه, ۱۰ آبان ۱۳۹۴، ۰۳:۴۴ ق.ظ

همیشه مراقبم که ناخواسته خودم را وارد دنیای دیگران نکنم. ناخواسته به هیچ حلقه‎ی دوستی ای نپیوندم. ناخواسته وارد دنیای شخصی دیگران نشوم. ناخواسته وارد مهمانی ای که پر از آدم های غریبه اند نشوم. ناخواسته با پایم پای کسی را له نکنم. ناخواسته پایم را به سرزمینِ پهناور قلبِ کسی باز نکنم. ناخواسته عاشق نشوم. از قیدِ ناخواسته بدم می‎آید. ناخواسته من را یاد عکس‎هایی می اندازد که یک عکاس در وسط خیابان می اندازد و تو ناخواسته در عکس هایش حضور داری... حس تلخ ناخواسته بودن یعنی درست وقتی که عکاس عکس هایش را مرور می کند، به تو که می رسد، دستش را به پیشانی اش می کوبد و با خودش می گوید: " کاش این آدمه تو عکس نیفتاده بود."

  • ۹۴/۰۸/۱۰
  • خانوم ِ لبخند:)

نظرات (۷)

  • صحبتِ جانانه
  • از اونجا که همه چیز در سیطره ی اختیار تو نیست
    ای بسا اتفاقات ناخواسته که برایت می افتد ...

    و عسی ان تکرهوا شیئً و هو خیرٌ لکم
    پاسخ:
    درسته...همه چیز این دنیا تو مشت ما نیست... ما گاهی بدون اینکه بخوایم وارد یه سری جزییات میشیم..
  • سکوتـــــــــ پاییزی
  • ناخواسته پایم را به سرزمینِ پهناور قلبِ کسی باز نکنم.
    حانی من باز بگم مشکوکی؟؟:)))))

    +چقدر این اتفاقات ناخواسته گاهی میتونه غم انگیز باشه ..اما خیلی وقتها همین ناخواسته بودن ها شروع آغاز یه تجربه و دنیای جدیدن:)
    پاسخ:
    مژی این مشکوک بودنه واگیر داشته هااا...به همه مون سرایت کرده:))))

    +همیشه از اتفاقات پیش بینی نشده یه هراس خاصی داشتم. بی شک اگر ناخواسته ها منجر به اتفاقات خوب بشه، خاطره ی خوبی میشه : )
  • شاهزاده شب
  • عجب پستی بود...
    منم خیلی درگیر این ناخواسته هام
    ناخواسته بودنم،  حضورم، مزاحم کسی نشه
    ناخواسته دوست نخواستنی نشم...
    پاسخ:
    ناخواسته بودن آدم بین اتفاقات و زندگی دیگران..بین ماجراها..نمیدونم چون همش دست ما نیست اما اتفاق خوشایندی هم نیست!!
  • یاسمین پرنده ی سفید
  • خب... به نظرم تقصیر اون عکاسه... باید بیشتر حواسش رو جمع می کرد تا توی عکسش نیفتی!
    می دونی... می خوام بگم نباید خودت رو به خاطر ناخواسته ها سرزنش کنی! اگه اینطوری بود میشه گفت دوست نداشتم ناخواسته به دنیا بیام!!!!
    ناخواسته ها اصل افرینش رو زیر سوال میبره دختر خوب :)
    اگه دنیا همیشه طبق "خواسته ها" پیش می رفت که.... دنیای عجیبی میشد.
    دنیا پر از ناخواسته هاس تو نباید خودتو به خاطرشون سرزنش کنی!
    اگه بخوای می تونیم در این مورد بحث کنیم (آیکن خونسرد)

    +ضمنا یه پست راجع به کتاب نخوندن بچه های نسل جدید تو نگاه ما گذاشته بودی.... یه کامنت خیلی طولانی براش نوشته بودم. نمی دونستم که آدرس ایمیل اجباریه. ارسال رو که زدم نوشت ایمیل اجباری ه و همه اش پرید. دیگه حال نداشتم بنویسم :)) شرمنده.
    پاسخ:
    نمیشه گفت تقصیر عکاسه یاسی..عکاس همیشه سعی میکنه با توجه به شرایط شات بزنه..بهترین عکس رو بگیره...
    به دنیا اومدن ما یه بحث جداست فکر کنم... ما با اختیار پدر مادر مون به دنیا اومدیم. ناخواسته شاید مثل بچه ای باشه که ناخواسته به دنیا اومده باشه! و ببین اگر بفهمه، چه حس گس و تلخی داره!
    اما اینجا رو باهات موافقم که دنیا طبق خواسته های ما نیست! درسته..
    خیلی هم عااالی..بحث می کنیم:))))

     ای بابا دشمنت شرمنده..آره ایمیل اجباریه : )
    این پستت رو با همه ی وجودم حس میکنم ، چون منم همینطوری ام
    با اینکه داره داد میزنه حال نویسندم خوب نیست اما من دوستش دارم ، شاید بخاطر همین همذات پنداری ای که باهاش دارم باشه
    این نوشته ت یه جوریه در عین حال که حس خوبی نداره حس خوبی داره ...
    پاسخ:
    شاید یه حس مشترک..درد مشترک..زیاد تجربه ش کردیم فکر میکنم..
    حال نویسنده با وجود دوستاش خوبه ..ممنون رفیق : )
    ناخواسته بودن جدا از اون جنبه ای که آخرش همه چی خوش و خرم میشه... در کل یه حس ِ بده... مهمون ِ ناخواسته... :(
    پاسخ:
    ناخواسته هرکسی رو یاد یه چیزی میندازه... خیلی از حسای ناخوشایند، مربوط به همین ناخواسته هاست..
  • یاسمین پرنده ی سفید
  • با وجود دوستاش؟
    تو که کم پیدایی دختر خوب... فکر نکن حواسم بهت نیست :)
    البته ببخشید که تو جوابی که به کامنت داداش بزرگه ی ما دادی دخالت کردم :))))

    در ضمن هنوزم معتقدم ما نباید به خاطر ناخواسته ها خودمون رو سرزنش کنیم :)
    آها ثریا مثال خوبی زد... ببین اگه من سرزده "برم" خونه ی کسی ... میشم مهمون ناخواسته. و چون به خواست خودم رفته حالا حق دارم خودمو سرزنش کنم. اما اگه یه مهمون ناخواسته واسه ات بیاد... ناخواسته است برای تو... اما این که بازم خودتو سرزنش کنی... به نظرم درست نیست.
    اما خب بحث خیلی گسترده تر از این حرفاس.

    یه چیزی رو هم بگما... سو تفاهم پیش نیاد. من کاملا حست رو درک می کنم. خودمم تو همچین شرایطی قرار گرفتم اما می گم به هر حال نباید خودمون رو به خاطر ناخواسته ها سرزنش کنیم :)
    کتاب 4 میثاق... میثاق دومش اینه که : هیچ چیز را به خود نگیرید! :) به نظرم باید بخونیش :)
    پاسخ:
    اختیار داری خواهر کوچیکه :* دخالت چیه : )
    کم پیداییم دست خودم نیست باور کن..تقصیر فکرامه! میدونم که عشقِ حواس جمع منی تو..

    قبول دارم که سرزنش خودمون چیزی رو عوض نمی کنه! شاید یکم سختگیرانه باشه خودمونو مقصر بدونیم.

    اتفاقا انقدر ازش تعریف کردی که حتما در اولین فرصت میگیرم میخونمش : )



    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">