بهــارخواب

رستگاری با اُملت

پنجشنبه, ۱۶ دی ۱۳۹۵، ۱۰:۵۲ ب.ظ

از خِلال روزمرگی‌ها:

همیشه دلم می‌خواد بدونم بعضی ترکیب‌های شگفت‌انگیز مثل دلمه یا مخلوط تخم‌مرغ و گوجه رو چه کسی کشف کرده؟ اولین بار کی بوده که تونسته به تخم‌مرغ به یه شکل متفاوت نگاه کنه و مبتکرانه یه تخم‌مرغ ساده رو به یه غذای تقریبا همه‌پسند تبدیل کنه؟ فلسفه‌ی ترکیب غذاها همون‌قدر برام جالبه که فلسفه‌ی به هم وصل کردن حروف و ساختن کلمات. به نظرم آدمای باهوش فقط اونایی نیستن که فرمولای ریاضی و شیمی رو کشف می‌کنن یا قضایای هندسی رو اثبات می‌کنن یا کسانی که دست به ساختن زبان و واژه‌های نو میزنن، بلکه مخترع املت هم آدم باهوش و باذکاوت و احتمالا تنبلی بوده و ترکیب خوشمزه‌ای ساخته که میشه تو وعده‌ی صبحانه و ناهار و شام خورد و هی غصه‌ی "حالا چی بخوریم؟" رو نخورد. البته اگر چند پَر ریحون و نون تازه و لیموی خوش‌عطر و یه لیوان دوغ مَشتی هم کنارش باشه و توی ماهیتابه رویی درست شده باشه که دیگه می‌شه همه‌ی غم‌ها رو برای ساعتی از یاد برد!


  • ۹۵/۱۰/۱۶
  • خانوم ِ لبخند:)

نظرات (۴)

بح بح املت
من دوست دارم گوجه اش رنده شده باچه :،دی
پاسخ:
مادر و دختر به هم رفتن والا :)))
منم با گوجه رنده شده بیشتر حال می کنم دخترم :دی
  • مهسا محمدی
  • یک خوابگاهی همیشه گشنه دعایش میکند :))
    پاسخ:
    من که هیچوقت خوابگاهی نبودم مهسا ولی شنیده بودم دوستان خوابگاهی ارادت خاصی بهش دارن، الان مطمئن شدم :)))
    سلام حانیه خوبی؟ عصر زمستانی بخیر، چی بگم واللّه اسمش زمستان هست، برف نیامده فکر کنم قم مگه نه؟ شاید هم آذرماه باریده من خبر ندارم!می دانی من خیلی به آب و هوا حساسم، دوست دارم سرجایشان باشند..مثلا مادر بزرگ مادری من همیشه میگه اون زمانها زمستان ها امکان نداشت برفی وجود نداشته باشه ..نه مثل الان که زمستان ادای زمستان بودن در می آورد..انگار یک نفر لباس فصل ها را عوض کرده باشه،ببخش حانیه بیراهه رفتم..هیچ کس با املت غریبه نیست همیشه به داد آدم می رسد..کاش عذای رسمی بود یعنی مثل قورمه سبزی ...غذای اکثر دانشجویان خوابگاهی،من خودم خوابگاهی نبودم امّا گاهی مهمان دوستان خوابگاهی بودم همش املت درست می کردند،آنها گوجه را رنده نمی کردند گوجه هایشان یکی درشت و یکی ریز می شد امّا طعم دوستی داشت..من بعضی وقتها که آنجا بودم گوجه را رنده می کردم راضی بودند..خیلی خوب بود آن روزها..میدانی حانیه به نظرم آدم باید ساده باشد.من وقتی در تلویزیون برنامه‌های آشپزی را نگاه می کنم که آشپز یک عالمه غذا یا دسر یا شیرینی یا هرچی پخته آورده حیفم می آید..با خودم میگم اینا رو قراره چه کسی بخوره؟عوامل پشت صحنه؟ایرانی ها خیلی اسراف می کنند حانیه واقعا راست میگم..یک غذاهایی می آیند درست می کنند که مواد لازمشون رو جلوی بیننده حیف می کنند،خیلی گناه هست.خیلی ها گرسنه هستند..خدا می بیند نعمت هایش را ازما دریغ می کند..این از زمستان ما مثلا برفاش کو؟ پس چرا قدیمها اینجوری نبود..سفره ها ساده بود..الان میان تو برنامه آشپزی قابلمه و تا به تبلیغ می کنند..می دانی حانیه املت بیشتر در تابستان می چسبد.اگر حیاط آدم بزرگ باشد و فلفل تند هم بکارد در حیاط ..عالی میشه هرشب تابستان املت گذاشت اگر همسر آدم هم اهل لجبازی نباشد و آدم هرچه درست کند را با عشق دوست داشته باشد عالی میشه حتّی یک لقمه خالی طعم محبت می دهد..این پست خیلی عالی بود..آدم یاد خیلی دورها می افتد خیلی دور خیلی نزدیک...خاطرات خیلی دیرتر از پلاستیک ها تجزیه میشود..ممنونم ببخش زیاد حرف زدم.
    پاسخ:
    سلام عزیز دلم : )
    یلدا میدونی من چطوری کامنتای تو رو میخونم؟ دست مو میزنم زیر چونه ام، پای بعضی سطرهات لبخند می زنم، پای بعضی جمله هات بغض می کنم...ممنونم که همیشه برام طولانی مینویسی، من همیشه کامنتای طولانی رو دوست دارم...
    چه خوش به حال دوستات میشده پس وقتی میرفتی خوابگاه پیش شون... آدم یه دوست مهربون مثل تو رو هیچوقت نباید از دست بده. راستش منم دیگه از برنامه های آشپزی تلویزیون حالت تهوع می گیرم..از این همه تبلیغات و مصرف گرایی!
    آخ که دل منو بردی تو همون حیاط و کنار یار و املت و باغچه ی پر از فلفل و محبت : )
    من پای هر پستی همیشه منتظر حرفات میمونم یلدا:*
  • صبا مهدوی
  • پست خوشمزه ای بود :)
    پاسخ:
    بفرمایید در خدمت باشیم یه املت :))
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی