بهــارخواب

اولین تجربه همیشه شیرین و وحشتناک است. وسوسه‌انگیز و دلهره‌آور است. نمی‌شود رویش هیچ حسابی باز کرد. ضمانتی در کار نیست. همان رومی روم یا زنگی زنگ است. مثل اولین باری که صدای نوزادِ تازه به دنیا آمده را می‌شنوی. اولین روزِ کاری که تجربه می‌کنی، اولین باری که دست‌هات در دست‌های کسی مشتاقانه گره می‌خورد، اولین باری که قهوه خانگی درست می‌کنی و فوران قهوه را توی قهوه‌سازِ روی گاز تماشا می‌کنی. هیچ تضمینی نیست که صدای نوزاد بعد از چند ثانیه قطع نشود، در شروع اولین روز کاری با رییس دعوایت نشود، دست‌ها در هم چفت نشوند یا قهوه روی گاز نجوشد و به بدمزه‌ترین نوشیدنی دنیا تبدیل نشود! با این همه حس‌های مبهم و عجیب و درهم و برهم، کسی نیست که شوق تجربه‌ی اولین‌ها را از خودش دریغ کند. اولین تجربه‌ها هیچوقت فراموش نمی‌شوند حتی اگر قرعه‌ی تلخ‌ترین تجربه، به نام آنها درآمده باشد.




  • خانوم ِ لبخند:)

نظرات (۷)

  • مصطفی موسوی
  • همینطور اولین عشق در بازه ی ۱۵ الی ۳۰ سالگی!
  • مصطفی موسوی
  • همینطور اولین عشق در بازه ی ۱۵ الی ۲۰ سالگی!
    پاسخ:
    یه بازه‌ی سنی که دل به عقل ارجحیت داره و خب معلومه که فراموش نمیشه..
    قبل تر ها فکر می کردم اولین ها فراموش نمیشه ..اما حالا می بینم که به راحتی فراموش شدم ..شاید من اولین زندگی اش نبودم اما اولین خیلی از خاطراتش بودم ..
    وفاداری در خاطرات فقط برای من دردداشت ..
    پاسخ:
    آبان ولی باور کن که فراموش نمیشه...مطمئنم اونم خودشو زده به فراموشی و داره وانمود میکنه که فراموشت کرده، این قصه سر دراز داره عزیزِ جانم. 
    همیشه اونی که وفادارتره آسیب بیشتری میبینه این جور مواقع...ولی تو درداتو به خدا بسپار آبان جانم..
    خیلی اولین ها را باید برای زمان و مکانی نگهداشت:)
    پاسخ:
    اولین‌ها یه جورایی محکوم به موندگار شدن هستن به نظرم : )
  • آقای خوش فکر
  • چقدر خوب نوشتید:)
    من گاهی سعی دارم پیش از هر تجربه ی جدیدی، همه چیز رو بسنجم و اتفاقات مختلف رو پیش بینی کنم و این باعث میشه حس نابش رو از دست بده
    پاسخ:
    لطف دارین: )
    بعضی وقتا آدم زیادی این دست اون دست می‌کنه درواقع...البته خوبه که جوانب هرکاری قبلش سنجیده بشه ولی خب گاهی ترس شروع، همه ی لذتو از بین می بره
  • بلاگر آرام
  • آره فراموش نمیشن اما بعضیاشون تار میشن خاکستری میشن و میندازیشون ته ذهنت که نبینیش دیگه
    پاسخ:
    همینطوره که می‌گی...یه وقتایی أین خود آدمه که دلش میخواد رنگ فراموشی بپاشه رو بعضی خاطرات...
  • میس تیچر
  • کاش این اولین میرفتن یه جایی ته تهای مخ آدم هیچ وقت یادش نمیومدن ...
    پاسخ:
    حتی اونایی هم که آلزایمر میگیرن، گاهی خاطرات دور شونو به یاد میارن....عجیبه...
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی