بهــارخواب

در نهایت آدم نمی‌نویسد که چیزی بگوید،
بلکه می‌نویسد تا چیزی را نگوید...

برای اینکه

" من فکر می‌کنم

هرگز نبوده قلبِ من

اینگونه

گرم و سرخ "



پاییز هفت سال پیش اگر در انتخاب مسیر آینده‌ام اشتباه نمی‌کردم، شاید هیچوقت تو را نمی‌دیدم و شیرین‌ترین اشتباه زندگی‌ام را مرتکب نمی‌شدم. حالا اما وقتی همه‌ی لحظات هفت سال گذشته را مرور می‌کنم بیشتر ایمان می‌آورم که گرفتنِ دست‌های تو به تمام تلخ و شیرین‌هایی که برایم رقم خورد، می‌ارزید. مگر یک روز دلم نمی‌خواست بیایم بنویسم او که باید باشد هست و حالا هستی، درست سرِ جای خودت، در عمیق‌ترین نقطه‌ی قلبم.

  • خانوم ِ لبخند:)